عالم ذر: نفي يا ثبوت

💠عالم ذر: نفي يا ثبوت

بدون ترديد بايد گفت زندگي با بدن مادري، اولين دوران زندگي هر انساني نيست. هر کس که در اين دنيا زندگي مي‌کند، زندگي‌هاي ديگري نيز داشته و خواهد داشت. آنچه همه بدان معتقديم، زندگي در جهان آخرت است؛ اما بحث فعلي ما در مورد جهان آخرت نيست. بلکه قصد داريم به عوالم قبل از اين دنيا نظر کنيم.

عالم ذر چيست؟
همه انسان‌ها قبل از ورود به عالم دنيا، حداقل در دو عالم ديگر نيز زندگي کرده‌اند. اين دو عالم عبارت‌اند از:
– عالم ارواح
– عالم ذر

خصوصيت اصلي عالم ذر (يا بهتر بگوييم عوالم ذرّ) اين است که روح انسان در آن عالم داراي بدني ذرّه اي بوده است. به همين دليل هم هست که به عالم ذرّ معروف شده است.
علامه مجلسى(ره )، در جلد سوم بحارالانوار، اخبار زيادى راجع به طينت و عالم ذر و اخذ ميثاق نقل نموده و خلاصه مضمون آن اخبار اين است که: خداى تعالى از صلب حضرت آدم ابوالبشر ذرّيه او را تا روز قيامت به صورت ذرّ بيرون آورد؛ يعنى از خُردى و کوچکى مثل مورچه بودند، بعد ارواح آنها راتعلّق به اين اجساد داد و در آن حال، کمال عقل و شعور و اراده و اختيار داشتند، پس اخذ ميثاق به وحدانيت خود و رسالت انبياء(عليهم السّلام ) و ائمه هدى (عليهم السّلام) نمود و فرمود: (الست بربکم) عده اى که اصحاب يمين بودند از روى اطاعت و رغبت گفتند((بلى )) و اقرار و تصديق حق نمودند و مابقى که اصحاب شمال بودند، از روى کراهت و بى ميلى((بلى)) گفتند، سپس امتحان فرمود آنها را به اين که آتش ظاهر شد و امر شد داخل آتش شويد، اصحاب يمين داخل شدند و آتش بر آنها سرد گرديد و مابقى اعراض نمودند و اين امر امتحانى، تا سه مرتبه انجام گرفت.
در تحقيق معانى و بيان مراد از اخبار طينت و عالم ذر و اخذ ميثاق، علما را سه مسلک است:
اول(مسلک اخباريّين است و گويند اين اخبار از متشابهات است و ادراک حقيقت آنها از عقل و فهم ما دور و ايمان اجمالى به آنها کافى است و علم به آنها را بايد به اهل بيت (عليهم السّلام) رجوع داد.همه افراد بشر داراى روح توحيدند و پرسشى که خداوند از آنها فرمود به زبان تکوين و آفرينش است و پاسخى که آنها داده اند نيز به همين زبان است و خلاصه اين سؤ ال و جواب و پيمان مزبور، يک پيمان فطرى است که الا ن هم هرکس در درون جان خود آثار آن را مى يابد و حتى طبق تحقيقات روانشناسان اخير، حس مذهبى يکى از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انسانى است و همين حس است که بشر را در طول تاريخ به سوى خداشناسى هدايت نموده و هر انسان عاقلى به وجدان خود که رجوع کند مى فهمد او را آفريننده و پرورش دهنده اى است.
دوم) مسلک شيخ مفيد و سيد مرتضى و طبرسى صاحب مجمع البيان و مفسرين و اتباع ايشان عليهم الرحمه است و ايشان اخبار طينت و آيات و اخبار اخذ ميثاق را حمل بر کنايه و مجاز و استعاره نموده اند به تفصيلى که در بحار و شرح کافى ذکر شده است و نسبت به خصوص عالم ذر، شيخ مفيد عليه الرحمه مى فرمايد:

خبر صحيح آن اين است که خداوند تعالى خارج فرمود از پشت آدم ذرّيه او را مثل ذر و پر کرد افق را و آنها را سه قسم فرمود؛ بعضى نور بدون ظلمت و آنها برگزيدگان و پاکان از گناه از اولاد آدم بودند و بعضى ظلمت بدون نور و آنها کفارند که هيچ طاعتى ندارند. و بعضى نور و ظلمت و آنها اهل طاعت و معصيت اند از مؤمنين و غرض از اخراج ذريه آدم به صورت مزبور، براى اين بود که خداوند خواست به آدم، کثرت نسل او را بشناساند و قدرت و سلطنت و عجايب خلقت خود را و آنچه را که بعد واقع مى شود به او بفهماند و اما اخبارى که در آنهاست فرموده حق تعالى:(الست بربکم ) تا آخر و جواب آنها پس‍ اخبار آحاد است و اعتبارى به آنها نيست بلکه مى فرمايد از مجعولات است.

سپس شيخ مفيد آيه شريفه:
وَ اِذْاَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنى آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ اَشْهَدَهُمْ عَلى اَنْفُسِهِمْ اَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى شَهِدْنا اَنْ تَقُولُوا يَوْمَ القِيمَةِ اِنّا کُنّا عَنْ هذا غافِلينَ.

يعنى: به خاطر بياور زمانى را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذريه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خويشتن ساخت و فرمود: آيا من پروردگار شما نيستم؟ گفتند: آرى، گواهى مى دهيم چنين کرد براى اين که در روز رستاخيز نگوييد ما از اين يعنى توحيد غافل بوديم و از پيمان فطرى توحيد، بى خبر بوديم.

شيخ مفيد فرموده اين پيمان الهى از ذريه آدم به اينکه اقرار کنند به ربوبيت حضرت آفريدگارو توحيدش، همه آنها پذيرفتند، پيمان لفظى و نطقى نبوده و نيز تنها در زمان آدم ابوالبشر نبوده بلکه پيمانى است تکوينى که همراه آفرينش هر فردى از بشر بوده و هست؛ يعنى حس خداجويى و خداشناسى و استعداد و آمادگى براى حقيقت توحيد در نهاد بشر همراه آفرينش او قرار داده است و اين سرّ الهى در عقل انسانى به صورت يک حقيقت خودآگاه وديعه گذاشته شده است.
بنابراين، همه افراد بشر داراى روح توحيدند و پرسشى که خداوند از آنها فرمود به زبان تکوين و آفرينش است و پاسخى که آنها داده اند نيز به همين زبان است و خلاصه اين سؤ ال و جواب و پيمان مزبور، يک پيمان فطرى است که الا ن هم هر کس در درون جان خود آثار آن را مى يابد و حتى طبق تحقيقات روانشناسان اخير، حس مذهبى يکى از احساسات اصيل روان ناخودآگاه انسانى است و همين حس است که بشر را در طول تاريخ به سوى خداشناسى هدايت نموده و هر انسان عاقلى به وجدان خود که رجوع کند مى فهمد او را آفريننده و پرورش دهنده اى است و نيز مى فهمد که رب او و رب تمام اجزاى جهان آفرينش، يکى است .
بچه سه – چهار ساله اگر بطورىکه نفهمد چيزى جلويش بگذاريد، پيش ‍ از آنکه دست به آن بزند به آورنده اش متوجه مى شود و به فطرت خود مى فهمد که هر پديده اى، پديدآورنده دارد. و براى پرسش و پاسخ فطرى، تکوينى، استعدادى و حالى در قرآن مجيد و غير آن مواردى است که نقل آنها براى محل مناسب ترى واگذار مى شود.مى گويند در عالم ذرّ، ارواح قبول سعادت و شقاوت نمودند چنانچه اضطرارى بوده، ظلم است و هر گاه اختيارى بوده اگر عقل.
سوم) مسلک کثيرى از علماى متقدمين و متاخرين است که تمام اخبار وارده در باب طينت و عالم ذر و اخذ ميثاق صحيح است و ظاهر آنها هم مراد است و منافات با هيچ اصلى و قاعده اى از اصول دين و قواعد عقلى ندارد.

اگر کسى بگويد لازمه اين اخبار، تاييد مذهب جبر است؛ زيرا در عالم ذر، آنچه را شخص قبول کرده، اضطرارا بوده، در جواب گوييم:

اولا: هر کس در آن عالم هرچه قبول نموده از روى اختيار و شعور بوده چنانکه قبلا ذکر شد، بلکه بعضى فرموده اند شعور و عقل براى هر کس در آن عالم بيشتر بوده تا اين عالم .

و ثانيا: مفاد عده اى از اخبار وارده در مقام، اين است که هر کس در عالم ذر هرچه قبول کرده مجبور و مضطر نيست که در اين عالم مثل همان را قبول و عمل نمايد، بلکه ممکن است در اين عالم تغيير نمايد؛ چنانچه در ذيل حديثى که از حضرت اميرالمؤمنين(عليه السّلام) مروى است مى فرمايد:

و شرط فى ذلک البداء فيهم. يعنى شرط فرمود پروردگار عالم بداء را در اصحاب شمال يعنى کسانى که در آن عالم به سوء اختيار خود سرکشى و طغيان ورزيدند و جزء اصحاب شمال شدند، اگر در اين عالم توبه و انابه نمايند و در تبعيت انبيا سعى نمايند، خداوند تغيير مى دهد و آنها را از اصحاب يمين قرار خواهد داد و چون قابل تغيير است در دعاهاى ماه مبارک رمضان و غير آن وارد است:

و ان کنت من الاشقياء فامحنى من الاشقياء واکتبنى من السعداء فانک قلت و قولک حق:

يَمْحُو اللّهُ ما يَشاءُ وَ يُثْبِتُ وَ عِنْدَهُ اُمُّ الْکِتابِ

و اما استعجاب از اينکه اگر عاقل بودند چگونه اقدام به زيان خود نمودند، گوييم اين استعجاب بى مورد است، مشاهده مى شود که بسيارى از عقلا در بسيارى از موارد با کمال شعور و اختيار، اقدام به زيان خود نموده اند و بعد پشيمان شده اند و نيز شيطان ملعون با کمال شعور و اختيار، ترک نمود امر حق را و از سجده تمرد کرد.

همچنین ببینید

جایگاه زن در اسلام,زن در اسلام,علوم غریبه,شاپ لرن

جایگاه زن در اسلام

جایگاه زن در اسلام زن پیش از اسلام: * تولدشان را نحس می دانستند؛ * …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

محصولی موجود نیست